چند تا جک جالب2

کره الاغی با حسرت از باباش میپرسه:بابایی الاغا هم زن میگیرن؟باباش میگه آره پسرم اتفاقا تو دنیا فقط الاغا زن میگیرن

يه روزغضنفرميره توجنگل مي بينه روباهه خوابه ميگه خوب شد خواب بود وگرنه گولم ميزد

خروسه سر كلاس به مرغه میگه یه نوك میدی ؟ مرغه میگه : اینجا ؟ آخه نمیشه !!! خروسه میگه : به جهنم با خودكار می نویسم

خروسه، سگه و خره تصميم ميگيرن از ايران فرار کنن. ازشون مي پرسن چرا؟ خروسه مي گه آنقدر ساعتو عقب جلو مي کنن نفهميدم کي بايد بخونم. سگه مي گه نفهميدم من بايد بگيرم، 110 بايد بگيره يا بسيجيا. خره مي گه هويتمون گم شده نمي دونم من خرم، ترکا خرن يا لرها

زاغکی روی درخت نشسته بود و چیز برگر می خورد. روبهی آمد و گفت: ایول چه بالی، چه دمی، عجب تیریپ خفن سیاهی، مشکی رنگ عشفه، یه آواز بخون حال کنیم. زاغکه ساندویچشو میزنه زیر بغلش و می گه: برو داداش، من خودم کلاس پنجمم

خره وسط جنگل داد میزنه: من شیر میخورررررم.. پلنگ میخورررم….. گرگ میخورم….. شیره از پشت درخت میاد بیرون، خره میگه بعضی وقتها گه زیادی هم میخورم

شعارهای انحرافی!

گفتند: شعار «نه عزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» انحرافی است؛این شعارها پیشنهاد می‌شود: 1-میرحسین عمروعاص، جونم واسه کاراکاس! 2- خلیج فارس عرب، تثبیت باید گردد. 3-برادر روسیم! دریای پهن خزر ! حق مسلم توست ! 4-هم غزه هم لبنان، ایران چیه بابا جان؟

اتوبوس

تركه تو اتوبوس ميگوزه همه ميخندن ميگه اگه ميفهميدم خوشحال ميشيد ميريدم

نامزدي

يه روز يه مرغ وخروسي ميرن مغازه تخم مرغ بگيرن مغازه دار ميگه چرا خودت تخم نمي زاري ميگه اخه ما هنوز نامزديم …..!!!!!!!

فرض کنید دو گاو دارید : آنوقت . . .

سوسیالیسم :دو گاو دارید. یکی را نگه می دارید. دیگری را به همسایه خود می دهید.

کمونیسم: دو گاو دارید.دولت هر دوی آن ها را می گیرد تا شما و همسایه تان را در شیرش شریک کند.

فاشیسم: دو گاو دارید.شیر را به دولت می دهید. دولت آن را به شما می فروشد.

کاپیتالیسم: دو گاو دارید.هر دوی آن ها را می دوشید.شیرها را به زمین می ریزید تا قیمت ها همچنان بالا بماند.

نازیسم: دو گاو دارید.دولت به سوی شما تیراندازی می کندو هر دو گاو را می گیرد.

آنارشیسم: دو گاو دارید.گاوها شما را می کشند و همدیگر را می دوشند.

سادیسم: دو گاو دارید. به هر دوی آن ها تیر اندازی می کنید و خودتان را در میان ظرف شیر ها می اندازید.

آپارتاید: دو گاو دارید. شیر گاو سیاه را به گاو سفید می دهید ولی گاو سفید را نمی دوشید.

دولت مرفه: دو گاو دارید. آن ها را می دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می دهید.

بوروکراسی: دو گاو دارید.برای تهیه شناسنامه آن ها 17 فرم را در 3 نسخه پر می کنید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید.

سازمان ملل: دو گاو دارید.فرانسه شما را از دوشیدن آن ها و آمریکا و انگلیس گاو ها را از شیر دادن به شما وتو می کنند. نیوزلند رأی ممتنع می دهد.

ایده آلیسم: دو گاو دارید، ازدواج می کنید. همسر شما آن ها را می دوشد.

رئالیسم: دو گاو دارید. ازدواج می کنید. اما هنوز خودتان آن ها را می دوشید.

متحجریسم:دو گاو دارید. زشت است گاو ماده را بدوشید.

فمینیسم: دو گاو دارید.حق ندارید گاو ماده را بدوشید.

پلورالیسم: دو گاو نر و ماده دارید هر کدام را بدوشید فرقی نمی کند.

لیبرالیسم:دو گاو دارید. آن ها را نمی دوشید چون آزادیشان محدود می شود.

دمکراسی مطلق: دو گاو دارید.از همسایه ها رأی می گیرید که آن ها را بدوشید یا نه.

سکولاریسم: دوگاو دارید پس نیازی به … نیست.

ایمان به خدا: دو گاو دارید: به خوراک و جا و نیاز هایشان می رسید…….. شیرشان را هم می دوشید…………..آب قاطی اش نمی کنید…………………. هم خودتان مصرف می کنید …… هم مراعات همسایه ها را می کنید

ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با | دیدگاهی بنویسید

یه چند تا جک جالب

رشتیه میره به دوستاش می گه یه زن گرفتم سفیده، توپوله، خوشگله، کوفتتون بشه

بچهه از باباش ميپرسه مامانا چطوري بچه دار ميشن ؟
باباش ميگه يه فرشته بچه رو ميزاره تو دامن مامانا
بچهه ميگه يعني کردن تأثير نداره ؟

میدونید چرا دخترا تا اخر فیلم سوپر رو می بینند؟
.
.
.
.
.
.
.
..
.
چون فکر می کند اخرش مرده با زنه ازدواج می کنه

از عجایب خلقت اینه که زنها در تاریکی ۲۵سانت ک*****ر رو تو ۵/۲ سانت س***ورا***خ جا میدن ام تو روز روشن نمیتونن۵/۲ متر ماشین رو تو ۵ متر جا بدن!!!!!!!!

ترکه راننده تاکسی بوده یکی میشینه جلو میگه آقا دونفر حساب کن ترکه میگه برو بابا من تو رو کیرمم حساب نمیکنم

به یه ترکه میگن اون کدوم پیغمبر بود که یه مشت پرنده و حیوون رو جمع کرد و برد تو کشتی یارو یه کم فکر میکنه و میگه حضرت  یوگی علیه السلام

-ترکه خودش را دار میزنه به علت ضربه مغزی میمیره میرن تحقیق میکنن میبینن با کش خودشو دار زده.

-ترکه زنگ میزنه خونه دوست دخترش باباش گوشی را برمیداره ترکه هول میشه میگه: ببخشید میدان انقلاب از کدوم طرف میرن؟

– ترکه دفعه دوم زنگ میزنه خونه دوست دخترش بازم باباش گوشی را برمیداره ترکه هول میشه میگه: ساعت 12:48

– ترکه دفعه سوم هم که زنگ میزنه خونه دوست دخترش باز باباش گوشی را برمیداره ترکه هول میشه میگه:ببخشید توپمون اُفتاده بود.

-بالا خره جور میشه با دختره میره بیرون. دو تایی میرن پارک یهو بابای دختره میاد دختره میگه چیکار کنم بابام اومد؟ ترکه میگه: مهم نیست بگو من داداشتم.

-ترکه چند بار زنگ کلیسا را میزده و در میرفته اخر یارو شاکی میشه میشینه پشت در تا در را باز کرد مچش را بگیرد. ترکه میاد زنگ میزنه یارو هم سریع در را وا میکنه میگه: بفرمایی ترکه هول میکنه میگه: ببخشید حضرت عیسی خونه هستند

نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با | دیدگاهی بنویسید

یک پسر خوب

یک پسر: خوب: امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد
يک پسر: خوب :کمتر با اين جمله مواجه ميشود”مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد
يک پسر :خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره

يک پسر: خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون
يک پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته
يک پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه
يک پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده
يک پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:ساعت چند”کي مياي” “کجا” “دير نکني
يک پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه
يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند
يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد
يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد
يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد
يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند
يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود
يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند
يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود يک پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند
يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند . ( نکته کنکوري)
يک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند
يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد
يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند
يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 100 سالگي خود باشد
يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و … بگويند
يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسي قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد
يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد
يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند
يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد
يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند
يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند
يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي 2) وزارت بهداشت 3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و … باشد
يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد
يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند
يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد

اینم خودم اضافه میکنم یه

یک پسرخوب توی خیابون باشلوار جین با جی افش حرفای سکسی نمیزنه که بعد راست کنه بعد مجبور بشه 15 دقیقه رو به مغازه وایسه تا بخوابه

نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با | دیدگاهی بنویسید

چند تا عکس زیبا تقدیم به ادم های با مرام

ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با , | دیدگاهی بنویسید

یک پیشنهاد به پسرها

اقایون عزیز هیچ وقت از زنتون توقع نداشته باشید مثل ستاره های پورنو(جندهای فیلم های سکسی) هر کاری رو توی سکس براتون انجام بدن چرا دلیلش چی هست به این خاطر که اولا این زن ها شغلشون پورن هست یعنی برای این کار اموزش میبینم از هزار جور ماده خاص استفاده میکنن مثلا بعضی هاشون که از کون میدن (anal sex) یه ماده ای رو قبل از سکس به باسنشون و در نزدیکی مقعدشون میزنم که سوراخ رو باز تر میکنه تا عمل سکس راحت تر انجام بشه  حالا شما هی بگید از پشت خوب بعضی ها دوست دارند بعضی ها نه  یکی دیگه این که من اینو میدونم که اکثر مردهای ایرانی چه پسر و مردهای زن دار از پشت رو خیلی دوست دارند  حتی بعضیها از جلو هم بیشتر دوست دارند  در کل من میگم واقعیت گرا باشید این زنتون هست اون یکی جنده فیلم سوپر یه فرقی بین این 2 تا هستبعضیها رو من میبینم دوست دخترش رو میارن مثلا همه چیزها رو هم میدونم بعد عین گوسفند میافتن روی دختره شروع میکنن عقب جلو کردن نه لبی نه دستی نه انگیزشی  نه احساسی نه مطلب سکسی هیچی عین حیوان من توی وبلاگم یه چند تا کتاب در این ضمینه دارم خوب هستند خواهشا بخوانید و این جمله من خودم همه رو میدونم بذارید کنار منم فکر میکردم میدونم ولی نمیدونستم به درد تون میخوره

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

اذیت کردن و به گا رفتن رفیقم و زیدش و بعدا جبرا ن کردن من +18

یه روز من و رفیقم البته یکی از رفیقام خیلی با هم صمیمی بودیم با 2 تا خواهر رفیق بودیم بعد اون خواهره که با رفیقم رفیق بود از پشت با رفیق من حال میکرد ولی رفیقش که زید من باشه فقط تا لب و دست را میومد بعد زید رفیقم هم خیلی کس بود یعنی اندامش حرف نداشت یه کون قنبل داشت از جلوی هر پسری رد میشد راست میکردن همه  از مدرسه که میومد یک راست میامد بلوک (ساختمان 10 طبقه) ما توی بالکونهای مشترک با زیدش همون رفیق من از پشت با هم حال میکردن منم امار میگرفتم  و منم ارزوم بود این یه دور به من بده  امار میگرفتم که یه موقع ننش بابش خواهرش نیان چون دید داشت بعد قرارمون این بود که من سوت بزنم یا با سنگ بزنم به شیشه تا اینا سریع بپیچن به بازی منم پیشه خودم گفتم بذار حال اینا رو بگیرم اینا رفتن از طبقه سوم یه دست نشون داد یعنی حواست باشه منم با دست اشاره کردم باشه 7 الی 8 دقیقه بعد که تازه داغ شده بودن یه سوت زدم دیدم رفیقم حیرون اومد گفت چیه گفتم هیچی میخواستم سوتم رو امتحان کنم خراب نباشه بعد رفت 5 دقیقه بعد سوت زدم سریع اومد نگاه کرد با دست به دون صحبت گفت چیه  من خندیدم فهمید سره کارش گذاشتم خودم میذاشتم یه ذره برن تو حس بعد سوت میزدم تا دهنشون گاییده بشه اقا بعد از سوت دوم مادر رفیقم با خواهرش و باباش اومدن از جلوی من رد شدن  داشتن با اسانسور میومدن بالا من شروع به سوت زدن کردن این کس خل هم فکر میکرد من اسکلش کردم دیگه اصلا تخمش هم نبود اقا من سوت میزدم اینم حالیش نبود با سنگ زدم توی شیشه دیدم بلند شدگفتم  ننت اومد بالا  اقا تا اینا  شورت و کس و کونشون رو جمع کرده بودن مادر رفیقم اینا رو خفت کرده داد وبیداد ابر روزی شده بود من تا 5  الی 6 روز خودم رو غیب کرده بودم این رفیقم منو نبینه بعد از چند روز منو دید بعد از کلی فحش و فحش کاری داستان رو تعریف کرد که چه بلایی سرش اومده بود میگفت تا اب ما میخواست بیاد تو سوت میزدی میگفت از شق درد داشتم میمردم استرس داشتم گفتم مادرت چیکار کرد گفت هیچی رفت به بابام گفت یه کتک از بابا خوردم تو خونه تابلو شدم هیچی نشد پرو به من میگفت علی چیکار کنم امروز میاد منم تو کف گفتم میخوای به گات بدم گفت شوخی نکن بابا چیکار کنم گفتم خدا برکتش بده توی اسانسور به این صورت که اینا 2 تایی تا میرفتن بالا به طبقه 4 میرسیدن من در اسانسور با کلیدهای خودمون که مخصوص بود باز میکردم اسانسور همون جا متوقف میشد و هیچ کس نمیتونست استفاده بکنه از اسانسور تا زمانیکه من در رو به بندم بعد در به اندازه 2 سانت باز میشد کار تمام بود من خودم هم میموندم بغل در اسانسور تا اگه کسی اومد بگم اسانسور خرابه ردش کنم بره خلاصه دردسرتون ندم کار بعد از 17 دقیقه تمام بود من تایم میگرفتم روی تایم در رو می بستم اسانسور از نو شروع بع کار میکردداستان این طوری بود که از بالکن به اون خوبی رسیدیم به اسانسور البته این داستان اسانسور تا 4 الی 5 سال مکان بود فقط یکبار حدودا 1سال بعد از این ماجرا من اسانسور گیر انداختم البته اون موقع 2 طرفه بود  اول اون میرفت با زیدش من گیر مینداختم بعدا من میرفتم با زیدم اون گیر مینداخت یه روز طبق روال همیشه من گیر انداخته بودم خونسرد وای ساده بودم حدودا تازه رفته بودناقا مامور اسانسور که هر وقت اسانسور خراب میشد اومد من همیشه طبقه همکف وای مییستادم اقا این اومد من کس خل شدم نمیدونستم چی کار بکنم این اسانسور چیا از موضوعات خبر داشتن من سریع از پله ها بدو بدو رفتم بالا در اسانسور رو از  طبقه 4 باز کنم اینا بیان بیرون فقط تا اون زمان  این مامور نباید میفهمید در 2 سانت باز شده در عرض جیک ثانیه رسیدم بالا در رو باز کردم دیدم به به دختره داره ساک میزنه کیر رفیقم توی دهنش بود کون لخت  برگشت منو دید   سریع گفتم جمش کن اسانسور چی اومده اینا سریع پوشیدن اومدن بیرون این طوری بود که بعدا من نجاتش دادم چون ما تقریبا دبیرستانی بودیم اگه اسانسور چیه میدید مارو دهنمون گاییده بود شلاق و  نمیدونم سنگسار و از این جور داستانها داشتیم  خلاصه ما یک بار هم کار اشتباه یک سال قبلمون رو جبران کردیم

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

سوتیهای تابلو

یکی ازتابلو ترین سوتی رو توی (داستان اولین بار اندام جنسی دختر ها رو دیدم )خودم گفتم پشماش کس داشت. یه روز با بچه ها نشسته بود گفتیم با دو چرخه بریم پارک بعد یکی از بچه ها با زیر شلواری بود به جای اینکه به گه من برم شلوارمو بپوشم دوچرخه رو بیارم گفت من برم دو چرخمو بپوشم.یه روز بحث درجه های نظامی بود اگر یک نفر سه تا قپه داشته باشه روی شونش بهش میگن سرهنگ تمام اشتباه با ستاره نکنید 3تا ستاره میشه ستوان یک بعد این رفیق ما اومد چسی بیاد گفت بابای من 3 تا سرهنگه میخواست بگه که ستا قپه داره سرهنگ تمام هستش یک روز من خودم میخواستم بگم خایه مال اخر فیلم میمیره گفتم فایه مال اینا سریع گفتن سوتی یعنی میخواستی بگی فایه مال اخر فیلم میمیره  سوتی نداده رو زدن  به حساب ما یه روز دیگه بحث رشته های ورزشی بود تنیس روی میز و والیبال و توپ و از این جور بحثا من سوتی دادم میز والیبال این سوتی خیلی باحاله دبیرستانی بودیم یه پسره داشت کرم کون میرخت به تیر والیبال وسط حیاط بعد این رفیق ما بهش گفت نده به تیر دروازه من پاره شده بودم خودش خندش گرفت بهش گفتم دهنت گاییدست سوژه خندت میکنم مغز فندقی تیر دروازه رو تو از کجا اوردی یه سوتی دیگه 2 تا از رفیقام با هم بودن من نبودم این یکی میاد بگه شلوار کردی میگه کلوار شوردی بعد میره یه شیر کاکائو با کیک میده به رفیقمون میگه فقط به کسی نگو رفیق ما هم اونو میخوره فردا توی جمع اعلام میکنه خیلی باحال بود مرده بودیم اون روز یه رفیق ما داشتیم بهش میگفتیم مرتضی چخماخ حالا به اسم مستعارش کاری ندارم این خودش یه داستانه  یه زمانی عکس خواننده های ترکی روی تیشرت ها میزدن این مرتضی یک کس خل واقعی بود  یعنی اگه این نبود ما افسرده میشدیم یه روز یکی از بچه تیشرت با عکس سیبل جان خواننده ترکی که زن هم هست  اون پیشه ما این اومد مثلا تیشرت اینو سوتی کنه بخندیم گفت به  به اقای عابدزاده بعد دید نه زنه عکس روی تیشرت  گفت به به خانم گوگوش بعد دقت کرد دید اونم نیست به رفیقمون گفت این کیه رفیقم گفت این عکس ننته پاره شده بودیم از خنده یه روز دیگه داشت بارون میامد یه چیز توی مایه های تگرگ داشت میشد رفیق ما این دوتا رو قاطی کرد گفت تگبار داره میاد یه روز بحث تعداد اعضای خانواده بود خوب  بحث سمتش جوری بود که هر کس تعدادشون کمتره مثلا با کلاس ترن بعدیکی از بچه ها کلاخودش یه خواهرش و دوتا داداش دو قلو داشت از همه بیشتر بودن کلا 4 تا بچه بودن گفت ما در اصل 3تاییم یکیمون 2تایی گفتیم این که شد 5 تا  منظروش این بود که  یک جفت دوقلو هستند گفت ای بابا گایدید مارو همون که شما میگید

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید